محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

362

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

يده عن عشيرته ، فإنّما تقبض منه عنهم يد واحدة و تقبض منهم عنه أيد كثيرة ، و من تلن حاشيته يستدم من قومه المودّة . ( 4 ) » ترجمه اى مردم ! انسان هر مقدار كه ثروتمند باشد ، باز از خويشاوندان خود بىنياز نيست كه از او با زبان و دست دفاع كنند . خويشاوندان انسان ، بزرگ‌ترين گروهى هستند كه از او حمايت مىكنند و اضطراب و ناراحتى او را مىزدايند ، و در هنگام مصيبت‌ها نسبت به او ، پر عاطفه‌ترين مردم مىباشند . نام نيكى كه خدا از شخصى در ميان مردم رواج دهد بهتر از ميراثى است كه ديگرى بردارد . ( قسمت ديگرى از همين خطبه : ) آگاه باشيد ! مبادا از بستگان تهيدست خود روى برگردانيد و از آنان چيزى را دريغ داريد ، كه نگاه داشتن مال دنيا ، زيادى نياورد و از بين رفتنش كمبودى ايجاد نكند . آن كس كه دست دهنده خود را از بستگانش باز دارد ، تنها يك دست را از آنها گرفته ؛ اما دست‌هاى فراوانى را از خويش دور كرده است ، و كسى كه پر و بال محبّت را بگستراند ، دوستى خويشاوندانش تداوم خواهد داشت . واژه‌شناسى الحيطة : نگهدارى و محافظت . الشعث : پراكندگى . النازلة : مصيبت . لسان الصدق : ياد نيك .